تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی
تا کی دوم از شور تو دیوانه به هر کوی
صد نعره همی آیدم از هر بن مویی
خود در دل سنگین تو نگرفت سر موی
بر یاد بنا گوش تو بر باد دهم جان
تا باد مگر پیش تو بر خاک نهد روی
خود کشته ی ابروی توام به حقیقت
گر کشتنیم باز بفرمای به ابروی
آنانکه به گیسو دل عشاق ربودند
از دست تو در پای فتادند چو گیسوی
تا عشق سرآشوب تو همزانوی ما شد
سر بر نگرفتم به وفای تو ز زانوی
بیرون نشود عشق توام تا ابد از دل
کاندر ازلم حرز تو بستند ببازوی
عشق از دل سعدی به ملامت نتوان برد
گر رنگ توان برد به آب از رخ هندوی
موجFM
|
+| نوشته شده توسط
موری در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
|