![]() |
![]() |
|
| مقالی و مجالی.مکانیو زمانی.حرفیو کلامی.دردیو دلی!!! |
|
به نام خدا من ....متولدِ دهِ مردادِ هر سال!: امروز،یعنی در واقع امشب از اون شبها شد که دوباره تو ذهنم علامت سوالهای بزرگی پیش اومد! از اون سوالها که جوابهاش دقیقا روبروی هم هستند و همیشه با هم سر جنگ دارند! جدید یا قدیم؟! مسئله این است!!!! و البته که این علامت سوال ذهن من مربوط می شود به بحثی سنگین که سالها و شاید قرنهاست که موضوع بحث بسیاری از آدمها بوده و خواهد بود! این بحث حالا می تواند بحثِ جوانکی خام مانند من و یا بحثی داغ و حساس میان اندیشمندان و بزرگان شرق و غرب باشد! سوال من به تضاد در انتخاب یک راه و شاید برداشتِ متفاوتِ دو نفر از یک منبع مشترک برمیگردد! که حال یکی راه جدید و مدرن است و دیگری همان راه قدیمی و کهنه! این منبع میتواند در برگیرنده ی چیزهای زیادی باشد که هر کدام میتوانند مورد بحث قرار گیرند!از مذهب و دین و آیین و سیاست و سیستم حکومتی و اقتصادی گرفته،تا هزاران موضوع دیگر! که هر کدام به نوبه ی خود یک منبع مشترک برای همه هستند که راههای مختلفی برای به دست یافتنشان وجود دارد! حال سوال من شخصا مربوط به یک موضوع خاص(منبع خاص)نیست،بلکه سوال من بر سر همین انتخاب راهها و درستی آنهاست! مثلا برای دست یافتن به منبعی مانند اسلام در زمان حال که همان قرن 21 میلادی باشد به نظر من دو راه وجود دارد. یکی همان روش و طریق صدر اسلام است که بلال و عمار و مالک میدانستد و رفتند و دیگری هم راهی است جدید و مدرن که مثلا یک جوان آمریکایی درلس آنجلس پیدا کرده و از آن طریق خود را به سرچشمه ی اسلام وصل کرده و هم اکنون او هم مانند همان بلال و عمار و مالک مسلمان خوانده میشود! اصولا آن زمان مالک نمی توانست راه این جوان آمرکایی را برود و خود را به منبع اسلام وصل کند!پس مالک،مالکی کرد و راه خود را برگزید!یعنی مالک راهی رفت که باید می رفت،این راه ،راهِ زمان بود و آن زمان،زمان صدر اسلام بود! مالک در اندیشه ی رسیدن به اسلام بود و بیراهه را برای رسیدن به آن انتخاب نکرد! کسی مالک را به اجبار به آن راه نکشانده بود و به زور او را مسلمان نکرده بود!بلکه این شعور، فهم و اختیار مالک بود که او را به این راه کشانده بود! آن جوان آمریکایی هم در اندیشه ی رسیدن به همان منبعی بود که مالک به دنبالش بود. آن جوان هم باید از راهی خود را به این منبع وصل میکرد!ولی از چه راهی؟! آیا این جوان هم میتوانست راهی راهِ مالک شود؟! این جوان راهِ مالک را نرفت ولی همانندِ مالک او هم به همان منبع مشترک رسید! این جوان راهِ خودش را رفته و کسی او را مجبور به پا گذاشتن در این راه نکرده،او هم مانند مالک با کمکِ فهم و شعور و اختیار خودش راهی این راه شده است! و امروز هم مالک مسلمان خوانده میشود و هم این جوان آمریکایی! نه مالک زاده ی پدر و مادری مسلمان بود و نه این جوان! حال سوال اینجاست که کدام مسلمانترند؟!مالک یا این جوان؟! یا اینکه اصولا کدام راه درستتر است؟راهِ مالک یا راهِ این جوان؟ و یا اینکه مگر غیر این است که هدف اسلام و نزولش بر جهانیان چیزی جز دعوت همه به خداپرستی و رستگاری نوع بشر است؟! حال اگر کسی با راهی غیر از اسلام به همان رستگاری برسد،چه؟! به گفته ی محققان:اگر یک مردِ 40 ساله ی امروزی را که در اوج بلوغ فکری خود به سر میبرد،با تمام امکانات و تجهیزات تحقیقاتی مانند کتاب و اینترنت مامور تحقیق برای یافتن بهترین دین جهانیان بکنند،او اگر تا آخر عمر و شبانه روز مشغول تحقیق و تفحص در این باره باشد،وی هرگز موفق به یافتن گزینه ی خاصی نخواهد شد! و دوباره سوال بر سر انتخابِ راه است!کدام راه؟!!! چرا که هنوز افرادی هستند که اصرار دارند از همان راهِ مالک بروند و کسانی هم هستند که دیگر موافق پیمودن راهِ مالک نیستند و به دنبال راهی جدید!چرا که معتقدند مالک راهِ زمانه ی خودش را رفت و ما هم باید برای رسیدن به منبع راهِ زمانه ی خودمان را پیش بگیریم! می گویند اگر مسلمانی بعد از چندی از اسلام برگردد و حتی منکر وجودِ ذات خداوند شود،کافر تلقی میشود و هرگر بخشیده نخواهد شد.و اگر همین فردِ کافر باقی عمر خود را مشغول انواع گناهان و عیش و نوش و حرامات باشد و در عین حال در حال تحقیق درباره ی وجود و یا عدم وجودِ ذاتی مانندِ خداوند باشد و در آخرین لحظاتِ عمرش پی به وجود خداوند ببرد،تمام آن دورانی که مشغول کفر و انواع گناهان بوده،برایش همانند عبادت محسوب می شود و بیشترین و بزرگترین اجرها را نزدِ خداوند صاحب می شود! و حال نکته اینجاست که حقیقتا چه کسی غیر از خداوند قادر به درکِ حقیقتِ دل و نیتِ بندگان خویش است و از مقصدِ راهشان و هدفهاشان آگاه است؟! و چه کسی غیر از خداوند قادر خواهد بود بر درستی و نادرستی راههای بندگانش مُهر تایید یا رد بزند و اجر همه را یکسان و از روی عدل به همه اعطا کند؟! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 2:34 توسط موری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
الهی دست حق باشه پناهت
گلای رازقی تن پوش راهت الهی برکت سفره ات بمونه همیشه زندگی باشه به کامت الهی تا قیامت زنده باشه لب مادر ببوسه روی ماهت الهی کوله بارت وقت رفتن شفا باشه بپوشونه گناهت الهی دست حق باشه پناهت |
| پیوندها |
|
يک بهانه caesar زمزمه های دلتنگی... |
|
RSS
|